محمد رضا واليزاده معجزى
192
تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )
خانى منسوب به عزيز الله شاهدوست را به نامهاى « 1 » ( امير خان و صيد محمد خان ) كه با ستون بودند كشتند و درنتيجه فرماندهان ستون را خشمگين ساخته [ و آنها ] در مقام تلافى برآمده و ستون ياور قويمى هم دو نفر از ياغيان را به نامهاى باقر پسر مير ولى و الله « 2 » قلى پسر ابو طايفه بارانى را مقتول ساختند . بختياريان ستون ارشد السلطنه كه بعد از تير خوردن فرمانده ستون از طريق دوليسكان و رنگرزان عقبنشينى مىكردند ، رشته انتظامشان گسيخته و دست و پاى خود را گم كرده بودند . بنابراين چنانكه نوشتيم بعد از عقبنشينى اضطرارى ستون ياور ارشد السلطنه دولتشاهى و بختياريان ستون ياور قديمى و سلطان رحمان خان و تقى خان سپهوند تنها در مقابل عشاير ماندند . ولى معلوم بود كه به واسطه عدم استحكام مواضع آنان ، استقامت و پايدارى به قيمت جان همه تمام مىشد و به خصوص بعد از كشته شدن چهار نفر از طرفين ، صحنه جنگ خيلى جدى شده و پايدارى و ايستادگى دولتيان به هيچوجه صلاح نبود . بنابراين برحسب مذاكره قبلى به اتفاق آراء فرماندهان ستون بدون دادن تلفات از سمت كاسيان و چمالكه رو به جانب با والى و دهپير شروع به عقبنشينى كردند تا به « كلهجو » رسيدند . در كلهجو سربازها كه در نتيجه مدتى جنگ و راهپيمايى خيلى خسته شده بودند مرتبا به زمين مىافتادند و تقى خان سپهوند كه مسؤول هدايت ستون و شخصا هم مردى متدين و با رحم و مروت بود به سواران خود دستور داد كه حق ندارند خود را از مهلكه سالم بدر برده و سربازها را به حالت خستگى و افتان و خيزان بگذارند و [ بنابراين ] سوارها هم پابهپاى سربازها به تأنى مىرفتند . هركدام از سربازها را كه به زمين مىافتادند و يا از سراشيبىها ليز مىخوردند و يا قادر به بالا رفتن از ارتفاعات نبودند ، يارى مىدادند و با خود به سوى دهپير حركت مىدادند . باوجود همه اين سفارشها باز هم تقى خان و سلطان رحمان خان از باب احتياط خودشان در عقب ستون ماندند كه اگر احيانا سرباز واماندهاى را بيابند او را با خود بياورند و نگذارند اسير شود . بديهى است متمردين هم در تعاقب ستونهاى شكستخورده رو به سوى منطقه دهپير در حركت بودند . بنابراين معلوم است كه بهطور طبيعى تقى خان و اشخاصى كه همراه او بودند وظيفه مهمى را به عهده داشتند ، زيرا در عين حال كه بايستى مواظب افراد نظامى باشند حملات تعاقبكنندگان را نيز بايستى دفع نمايند ؛ زيرا اگر حملات آنها را دفع نمىكردند بر چيرگى
--> ( 1 ) . اصل : نام . ( 2 ) . اصل : علا .